شما یادتون نمیاد
شما یادتون نمیاد ،کاغذ باطله و
نون خشکه می دادیم به نمکی ،نمک بهمون می داد بعدش هم نمک ید دار اومد که پیشرفت
کرده بود نمک ید دار میداد ،تابستونها هم دمپایی پاره می گرفت جوجه های رنگی میداد
شما یادتون نمیاد ، آخر همه فیلم
ویدئوها شو ضبط می کردن شما یادتون نمی یاد ، بچه که
بودیم می خواستیم بریم حموم باید یک ساعت قبل بخاری تو حموم روشن می کردیم شما یادتون نمیاد، کیک می خریدیم
پونزه زار .کاغذ زیرش رو هم می جویدیم شما یادتون نمیاد آسیاب بشین ،
میشینم ، آسیاب پاشو ، پا میشم ، آسیاب بچرخ می چرخم ،آسیاب پاشو ،پا نمیشم ،جوون
ننه جون پا نمیشم ... ،جوون قفل چمدون پا می شم ، آسیاب تندترش کن ، تندتر تندترش
کن ! شما یادتون نمیاد موقع امتحان
باید بین خودمون و نفر بغلی کیف میذاشتیم رو میز که تقلب نکنیم . شما یادتون نمیاد ، جمعه شبها
سریال جنگجویان کوهستان رو ، فرداش همه تو مدرسه جوگیر بودیم . شما یادتون نمیاد ، پیک نوروزی که
شب عید میدادن دستمون حالمونو تا روز آخر عید می گرفتن . شما یادتون نمیاد ، این چیه این
چی چیه ؟ کفش نهرین بچه ها ،شما هم می خواین ؟ بلــــــــه ... شما یادتون نمیاد سریال آیینه ،
دو قسمتی بود اول زن و شوهرها بد بودند و خیلی دعوا میکردند بعد قسمت دوم :زندگی
شیرین شده بود و همه قربون صدقه هم می رفتند .یه قسمتی بود زن و شوهر ازدواج کرده
بودند همه براشون ساعت دیواری آورده بودند ،جواد خدایاری و مهین شهابی برای زوج
جوان چایی و قند و شکر بردند همه از حسن سلیقه ای این دو نفر انگشت به دهن موندند
و ما باید نتیجه می گرفتیم که چایی بهترین هدیه عروسی می تونه باشه . شما یادتون نمیادچرخ فلکی که چرخو
فلکش رو میاورد 4 تا جا بیشتر نداشت و با دست میچرخوندش . شما یادتون نمیاد ، همیشه کفش
پاشنه بلندای مامانمون و می پوشیدیم و احساس بزرگی بهمون دست می داد . شما یادتون نمیاد ، چکمه پلاستیکی
که مامانا از کفش ملی می خریدند پامون می کردند . شما یادتون نمیاد که جنازه از
ویدئو راحت تر جا به جا میشد ! شما یادتون نمیاد شیشه های همه خونه
ها چسب ضربدری داشت . شما یادتون نمیاد تا پلیس میدیدیم
صدای ضبط ماشین رو کم می کردیم ! شما یادتون نمیاد که چه حالی ازت
گرفته می شد وقتی تعطیلات عید داشت تموم میشد و یادت میومد پیک نوروزیت را با اون
همه تکالیفی که معلمت بهت داده رو هنوز انجام ندادی واقعا که هنوزم وقتی یادم میاد
گریه ام می گیره شما یادتون نمیاد ،انگشتامون و تو
هم کلید می کردیم یکیشون و قایم می کردیم این و می خوندیم : برپاااا... ، برجاااا
، کی غایبه ؟ مرجاااان ... دروغ نگو من اینجاااام ... شما یادتون نمیاد ، توی سریال در
پناه تو وقتی بابای مریم سیلی آبدار زد به رامین چقدر خوشحال شدیم ! شما یادتون نمیاد ،سریال روزی
روزگاری که پخش میشد کلام رایج بین مردم شده بود "التماس نکن" شما یادتون نمیاد ، تو بلفی و
لیلیبیت .. عمو دکتره همیشه مست و پاتیل بود ! دماغش همیشه قرمز بود و بطری
مش.روب.ش دستش ! شما یادتون نمیاد ، زنگ آخر که می
شد کیف و کوله رو مینداختیم رو دوشمون و منتظر بودیم زنگ بخوره تا اولین نفری
باشیم که از کلاس می دوه بیرون . شما یادتون نمیاد وقتی سر کلاس
انشا که میشد اگه نوشته بودیم دل تو دلمون نبود معلم صدا بزنه ولی اگه ننوشته
بودیم زنگ تفریح دل درد می گرفتیم . شما یادتون نمیاد یک مدت از این
مداد تراش رو میزی ها مد شده بود هرکی از اونا داشت خیلی باکلاس بود . شما یادتون نمیاد ، بازی اسم
فامیل . میوه : ریواس ، غذا : ریواس پلو !... شما یادتون نمیاد دبستان که بودیم
معلم بهداشت یه ساعتهایی می اومد با مدادامون لای موهامونو نگاه می کرد . شما یادتون نمیاد ، بچه که بودیم
همیشه دامن می پوشیدیم ... مامان مرتب تذکر می داد درست بشین دختر !! شما یادتون نمیاد ! روی فیلمای
عروسی ، موقعی که دوماد داشت حلقه رو توی انگشت عروس می کرد ؛آهنگ یه حلقه طلایی
معین و می ذاشتن . شما یادتون نمیاد ،قبل شروع
برنامه یه مجری میومد اولش شعر می خوند بعد هم برنامه ها رو پشت سر هم اعلام می
کرد ... آخرشم می گفت شما رو به دیدن برنامه ی فلان دعوت می کنم ... شما یادتون نمیاد ، تو نیمکت ها
باید سه نفری می نشستیم بعد موقع امتحان نفر وسطی باید میرفت زیر میز . شما یادتون نمیاد ، این آواز مد
شده بود پسرا تو کوچه می خوندن ، آآآآی نسیم سحری صبر کن ، ما را با خود ببر از
کوچه ها ، آآآآآی ... شما یادتون نمیاد ، سرمونو
میگرفتیم جلوی پنکه می گفتیم
:آآآآآآآآآآآآ شما یادتون نمیاد ، مراد برقی عاشق
محبوبه بود ، وقتی سریال مراد برقی شروع میشد پرنده تو خیابون پر نمی زد . شما یادتون نمیاد وقتی نوک مداد
قرمزای سوسمار نشان و که زبون میزدی خوش رنگ تر میشد .