بلوغ احساس

گریزی نیست از سوختن و من در ماوراء یک نگاه، در پیله ای 

سوزانتر از خورشید بدینسان بی صدا در خویش می سوزم .

و از آثار سوختن در میان حدقه چشمان تو با حسرتی تبدار سرود تازه ای از عشق می سازم.

من از نقش تبسم های زخمی بر لبانم ، و از عمق جراحت های احساسم ، که از زیبایی چشمان تو ، در شعر من ، برجا مانده برای روح مغلوبم هزاران واژه زخم خورده و مجروح می سازم.

من از آغاز شب تا مرز صبح ،

با آیه های عشق در خلوت ،

تو را با شعر می خوانم.

تو را تکرار کنان بر دفترم ترسیم می سازم.

و از مفهوم نام تو ، در آن تاریکی ممتد هزاران شعله کوچک و

 هزاران روشنک با یاد تو در قلب شب تصویر می سازم.

و آنگاه بی رمق با روشنک های خیالی ، تا سحر بیدار می مانم.

و من بی وقفه با فریاد تو را با شعر می خوانم .

تو را در لحظه دلتنگی و تردید ، 

درون شعرهایم می یابم.

و این راهیست ؛ برای لمس تو ،

میان واژه های بالغ احساس

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

شب ، مهتاب ، رویا

گردونه شب آرام آرام پیش می آید و همه جا را در تاریکی و خاموشی می برد .

شب را دوست دارم ، شب را می پرستم ، شب سکوت است و آرامش دنيا،دنیای دیگری است .

همراه نسیم شب به آسمانها پرواز می کنم . هیچ کس خلوتم را برهم نمی زند ، نه حرفی نه حدیثی نه ترحمی و نه نگاهی .

در خاموشی عمیق شب ، که قلبم و خداوند است ، نغمه دلپذیر و خوش آهنگی را می شنوم که از سرچشمه تقدیر برمی خیزد آشفته و جسور از پشت پنجره به آسمان خیره می شوم و دربرابر ستارگان زانو بر زمین می نهم تا به سرود مقدس روشنایی، گوش فرا دهم که اختران می خوانند .

و آرام پا بر دیدگان می گذارد.می پرسم آیا آمده ای تا درون قلب من جا کنی و فروغی در روح من بتابانی. ناگهان شهابی آبی رنگ از مهتاب جدا می شود و بر پیشانی خاموش من می لغزد و سبک روح 

با چشمانی پر از حسرت و آرزو به مهتاب خیره می شوم . او مرا می خواند و می بیند و می گوید :

حتما به تنهایی من گریه می کنی .

چقدر دلم غمگین و دردمند است ، به اختران درخشان می گویم :

نازنینان مرا امشب نور باران کنید.

اما افسوس خیلی زود از کنار افق های ابرهای شوم به راه می افتند و این شعاع دلپذیر را می پوشانند و دوباره همه چیز و همه جا به ظلمت تبدیل می شود.

و باز من و یک دنیا دلتنگی از فراق مهتاب خواهیم ماند... .

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

بخت

به سر پوش زمین بنگر ،

هزاران نقطه سوسو می زند اما،

اگر آن کهکشان از هم بپاشد بر زمین ریزد

تو باور کن که یک قطره از آن باران رحمت زا 

به روی کلبه چوبین من 

هرگز نمی رقصد،نمی غلطد.

و اما؛

اگر یک تیر به زهر آلود

در شامی سیاه و تار

ناگه از کمان خود جدا گردد،

بسان مرغکی از کوچ برگشته

به سوی سینه ام آید 

و حتی پیش از آنکه من به خود آیم ،

درون سینه ام نالد:

که ای مرد جوان

             آغوش قلبت روی من بگشا ،

                          که من از مردم خوشبخت می ترسم.

                     تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

مهربانی

ای کاش بی هیچ کلامی ، با هم همراه می شدیم . 

و دست به دست پرستوهای مهاجر تا فراسوی نا کجا آباد زندگی پرواز می کردیم 

ای کاش با طنین آوای ملکوتی اذان ذره ای دلهایمان می لرزید.

دستهایمان را بلند می کردیم و در پیشگاه معشوق همیشه جاودان، طلب عمر و نیاز می کردیم. 

ای کاش به جای این که در برابر گریه های کودکی مظلوم ، انگشت تعجب و حیرت به دهان بگیریم

 ذره ای عشق

          قطره ای مهربانی

                    و کمی محبت و عاطفه،  

در دستهایمان می گذاشتیم و تقدیمش می کردیم  

ای کاش همان تکه نانی را که داشتیم با هم قسمت می کردیم .  

سهمی از آن تو وسهمی برای من .

 ای کاش یکدیگر را دوست داشتیم.  

و به جای سالهای دور از هم ، 

در برابر لحظه ای جدایی تاب نمی آوردیم. 

ای کاش زمانی که باران می بارید ،

قطره های باران ، دلهای مسدود شده و غبار گرفته مان را جلا می داد.

و به وسعت آسمان آبی آن را ، 

                       پاک و روشن می کرد . . . 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

آیا کسی مرا

ای اقاقی های وحشی که بی هیچ لبخندی ،

در کنار کلبه تاریک من پا گرفته اید.

ای واژه های تلخ تنهایی،

ای عابران خسته سرنوشت،

ای ورق های پاره شده در غبار سهمگین،

آیا کسی مرا،

در خاطرات اشکهایش می شناسد؟

آیا عابران کوچه های غم،

فقط برای یک لحظه کنار پنجره رازهایم می نشینند،

تا قصه ملکه قصر ماتم را باز گویم؟

با شمایم ،

ای آدم های شیشه ای!

من در حسرت یک تبسم صمیمی مانده ام .

ای کوچه های گلی رؤیا،

آیا گام های دیروز کودکی ام را ،

با شادی به من باز می گردانید؟

با شمایم ای اسطوره های قصر ماتم!!! 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

غم بی همزبانی

مرا در بیستون بر خاک بسپارید که تا شبها

                                         غم بی همزبانی را برای کوهکن گویم

بگو عاشقم ، بی همدمم، دیوانه ام 

                                        نمی دانم کدامین حال و درد خویشتن گویم

از آن گمگشته من هم نشانی آور ای قاصد

                                          که چون یعقوب نابینا سخن با پیرهن گویم

تو می آیی به بالینم ولی آن دم که در خاکم 

                                         خوشامد گویمت اما در آغوش کفن گویم.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

جاده های دلتنگی

داشتم می رفتم که با همه چیز خداحافظی کنم.

داشتم می رفتم تا از این دنیا ، با تمام نیرنگ ها ، بدیها و پستی هایش فرار کنم . گمان نمی کردم چشمی در جستجو من باشد . در راهی بودم که از انتهاش خبر نداشتم و هرچه بیشتر پیش می رفت ، بیشتر رنج می بردم . از همه چز دل بریده بودم . در انتظار مردن لحظه ها را سپری می کردم.

دیگر حتی افتادن برگ درختان هم مرا ناراحت نمی کرد. 

دلم از سنگ شده بود،وجودم سرد سرد،تنها برای خاک زنده بودم . من در نظر گیاهان ، گلها و زلالی چشمه ها مرده بودم من با زندگی لج کرده بودم و زندگی هم به عکس العمل های من می خندید .

حاضر نبودم که ببینم در زندگی شکست خورده ام . تمام حرفها و اشک هایم را پشت غرورم پنهان کرده بودم .

نمی خواستم که کسی برایم گریه کند. من تصور می کردم راهی برای بازگشت وجود ندارد ...

تا اینکه سحر ، بوی گلهای کنار جاده نظرم را جلب کرد از زمانی که پا در این راه گذاشته ام این اولین چیز بود که نظرم را به خود جلب می کرد. باد، موسیقی زندگی را می نواخت و من با گلها می رقصیدم. دیگر واژه زندگی برایم زیبا بود. زنده بودم تا زندگی کنم . افسوس که یک برگ پاییزی همه چیز را دوباره از من گرفت و باز در این دنیا تنهای تنها شدم . دلم می خواست فریادبکشم و انتقام بگیرم . اما بر لبهای من ترانه سکوت جاری بود . از پشت پرچین سکوت به زندگی نگاه می کردم . 

دلم می خواست برگردم .ولی داغ گلهای کنار جاده در دلم تازه می شد. مجبور بودم در این راه بی پایان جلوتر روم... . 

               تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

(نمی خواهم بمیرم)

نمی خواهم بمیرم ، با که باید گفت؟کجا باید صدا سر  داد؟

در زیر کدامین آسمان ، روی کدامین کوه ؟ که در ذرات هستی ره برد طوفان این اندوه ، که از افلاک عالم بگذرد پژواک این فریاد! کجا باید صدا سر داد ؟ فضا خاموش و درگاه قضا دور است. زمین کر ، آسمان کور است. نمی خواهم بمیرم با که باید گفت ؟ اگر زشت و اگر زیبا ،اگر دون و اگر والا ،من این دنیای فانی را هزاران بار از آن دنیای باقی دوست تر دارم. به دوشم گرچه بار غم توان فرساست . وجودم گرچه گردآلود سختی هاست ، نمی خواهم از اینجا دست بردارم!

تنم در تار و پود عشق انسانهای خوب نازنین بسته است. دلم با صد هزاران رشته با این خلق با این مهر با این ماه با این خاک با این آب ... پیوسته است

مراد از زنده ماندن ،امتداد خورد و خوابم نیست

توان دیدن دنیای ره گم کرده در رنج و عذابم نیست

هوای همنشینی با گل و ساز و شرابم نیست.

جهان بیمار و رنجور است . دو روزی را که بر بالین این بیمار باید زیست ، اگر دردی ز جانش بر ندارم نا جوانمردی است . نمی خواهم بمیرم تا محبت را به انسانها بیاموزم ،

بمانم تا عدالت را بر افروزم . بیفروزم خرد را مهر را ،

تا جاودان بر تخت بنشانم. به پیش پای فرداهای بهتر گل بر افشانم.

چه فردایی ، چه دنیایی!

جهان سرشار از عشق و گل و موسیقی و نور است...

نمی خواهم بمیرم ،ای خدا !ای آسمان ! ای شب !

نمی خواهم،نمی خواهم،نمی خواهم ،

                                       مگر زور است؟؟؟

                      تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

قاصدک

قاصدک غم دارم

غم آوارگی و در بدری

غم تنهایی و خونین جگری

قاصدک وای به من همه از خویش مرا می رانند

همه دیوانه و دیوانه ترم می خوانند

مادر من غم هاست

                         مهد و گهواره من ماتم هاست

قاصدک در یابم!روح من عصیان زده و طوفانیست.

آسمان نگهم بارانیست

قاصدک غم دارم

غم به اندازه سنگینی عالم دارم

قاصدک غم دارم

غم من صحراهاست

افق تیره او نابیداست

قاصدک حال گریزش دارم

می گریزم به جهانی که در آن زشتی نیست

بستی و مستی و بدمستی نیست

می گریزم به جهانی که مرا نا بیداست

شاید آن نیز فقط یک رویاست...

            تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد